و انبر دست از جا در رفت و سيم مسي را خراشيد و انفجار،مرد را از زمين بلند كرد و پيش از آنكه بر ديوار بكوبدش، او را از هم دريد و از پس انفجار اول، انفجار هاي ديگري رخ داد و صداي خفهي انفجار از اتاق برخواست و در دل خانه پيچيد و وقتي آتش نشانان رسيدند در را با تبر از جا كندند چون كه از داخل قفل شده بود و بعد، از ميان غبار و دود، پيكر هاي مثله و اثاثهي قطعه قطعه شده و تكهپارههاي لباسها را ديدند،سراسر اتاق غرقه در خون بود
باغ تروتسكي
مجموعه داستانهايي از نويسندگان جهان
مترجمان:محمد رضا فرزاد-نيما ملك محمدي
انتشارات انديشه سازان
ص157
خواب دیدم که جادوگری شدهام
-
*خواب دیدم که جادوگری شدهام*
نگاهی کوتاه به* خرگوش سیاه، خرگوش سفید *(شهرام مکری)
*نسخهٔ اولیهٔ این یادداشت را پیشتر به انگلیسی منتشر کرده بودم. در ...
2 weeks ago

No comments:
Post a Comment