Saturday, November 03, 2007

پاييز كه نيست

پاييزي كه باران نداشته باشد، ابر نداشته باشد، پاييزي كه برگ‌هاي سرخ و زرد ريخته بر كف سنگ‌فرش خيابان را نداشته باشد كه پاييز نيست. پاييزي كه كلاغ‌ها در باغ‌هايش زرت و زرت قار قار نكنند كه پاييز نيست. ادامه تابستان است. اصلا هر فصلي كه مي‌خواهد باشد. اما پاييز نيست. پاييز كه نبايد آفتاب داشته باشد كه شعاع تند و تيزش يك راست بر فرق سرت بتابد. اين پاييز را هم تخواستيم. نه رنگ برگ ها سرخ و زرد مي‌شود ، نه جار اسب به گوش مي‌رشد، نه قار قار كلاغ اوج مي‌گيرد. فصل رنگ و رنگ، پادشاه فصل‌ها، اكنون گداي گوشه نشيني شده گم و گور در كوچه‌ها. بي تاج و تخت و سلطنت. مرده شورش اين فصل را ببرد كه نه باران دارد نه برگ‌ريزان

2 comments:

محمد said...

عاليه

Anonymous said...

من از كلاغ خوشم نمياد