Saturday, August 23, 2008

گفتاری از خوزه ارتگا ای گاست

حقایق هم مانند خط تصویری هیروگلیف(مقدس)مصریان است. آیا هرگز به خصلت متناقض این علایم توجه کرده اید؟به ظاهرشان که نگاه می کنیم،نیم رخ های روشن خود را با خود نمایی هر چه تمام تر به ما نشان می دهند،اما این ظاهر قضیه است؛ روشنی هم وسیله ای برای منتقل کردن رمزی به ماست. پس در واقع به جای آنکه ذهنمان را روشن کنند سردرگمش می سازند.خط تصویری به ما می گوید:« مرا به روشنی می بینید؟بسیار خوب.(متاسفانه)باید بگویم آنچه از من می بینید وجود راستین من نیست. من صرفا اینجا هستم تا به شما هشدار بدهم که واقعیت جوهری و ذاتی خودم نیستم؛واقعیت و معنای من در ورای من قرار دارد و به وسیله خود من پنهان مانده است. برای رسیدن به آن واقعیت لازم نیست تمامی توجهتان را به من معطوف دارید و مرا به جای واقعیت بگیرید، برعکس،من به تفسیر نیاز دارم،تفسیرم کنید؛یعنی برای نیل به معنای راستین و باطنی این خط مقدس باید جویای چیزی باشید ورای آن نشانه های ظاهری که خط به شما نشان می دهد.»
انسان و بحران
خوسه ارتگا ای گاست
ترجمه احمد تدین
انشارات علمی و فرهنگی
ص6

2 comments:

Nazanin said...

داوود عزیز
این روزها بسیار عمیقتر از قبل معنی این پست رو درک می کنم
فکر می کنم وجود هر چیز یا درک یک اتفاق مرهون تفسیریست که از آن می کنی. گرچه شاید این تفاسیر گاهی توجیه تلقی شوند اما باز هم مگر بدون توجیه هم چیزی باقی می ماند؟ فکر نکنم

نسرین said...

نوشته ی مربوط به این لینک را داده ام پایین .