زمان زیادی است که اینجا ننوشته ام، انگار یادم رفته که اینجا متعلق به من بود. دلم می خواهد موضوعات بسیاری برای گفتن داشته باشم، اما انگار حرف تازه ای وجود ندارد؛ بگذریم. تا روزگاری بهتر همین چند جمله شاید وصفی ناگزیر باشد. امید که روز های بهتری داشته باشیم.
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
2 weeks ago

No comments:
Post a Comment