Saturday, August 28, 2010

در باب كمي وجدان كاري

آن كه مي آيد خانه‌اي بسازد، به خاطر ساختنش پولي مطالبه مي‌كند.آنكه مي آيد لوله‌هاي خانه را نصب كند، به خاطر هر آچاري كه جا به جا مي كند پول مي‌گيرد، لوله كش و برقكار و نصاب آسانسور به خاطر تمامي كاري كه انجام مي دهند پول مي‌گيرند. توقع اين است كه كارشان را تمام و كمال انجام دهند. وقتي كه كارشان تمام مي شود و نوبت پرداخت اجرت فرا مي رسد اندكي كوتاه نمي آيند آسمان و ريسمان به هم مي بافند كه چنين و چنان كرده‌اند، خيلي انساني رفتار مي‌كني، حرفشان را باور مي‌كني، همه پولي را كه طلب مي كنند بي هيچ كم و كاست پرداخت مي كني. وقتي كه مي روند لوله كشي و برق كاري و نظافت و همه چيز خانه ايراد دارد. نوبت به تعمير كار مي رسد. لوله كش و برقكار و نصاب و مبل‌فروش مي آيند و تنظيم مي كنند و پول مي‌گيرند و مي‌روند. باز هم انساني رفتار مي كني، بعد رفتن باز همه چيز ايراد دارد. اين فرهنگ دزدي در كار اپيدمي عجيبي شده است. عجيب‌تر اين كه همه ما هم آن را پذيرفته‌ايم. چون حقوق انساني را تنها در مفاهيم كلان‌تري جستجو مي كنيم. دوستان عزيز روزنامه نگار! ما كه دستمان از نوشتن براي نشريات خالي مانده است. به خدا توجه به اين فرهنگ عجيب دزدي از كار، كمتر از مثلا پرداختن به مردن يك يوز پلنگ در اثر تصادف نيست، من يكي خواهش مي‌كنم كمي هم در سوژه‌هاي خود به گسترش عجيب و غريب اين فرهنگ دزدي از كار بپردازيد.

4 comments:

M-aaH said...

فکر کنم چون هميشه همه فکر مي کنن حق شون بيشتر از اين هاست ..يا ياد گرفتن که فکر کنن بايد حقشون بيشتر از اينا باشه .. ما همه مي خوايم حقمون از ديگري بگيريم ..يه حالتي از همون حرفي که ميگه انسان هميشه يا در وضعيت ارباب (خدا ) ِ يا بنده ... ح...الاچون بالايي مي دزده آب از آب تکون نمي خوره من چرا نکنم؟
يا اينکه هيچکس درست ياد نگرفته مسئوليت قبول کنه ، مسئوليت کاري تعريف نشده .. کارم مي کنم پولم و مي گيرم بقيه ش به من چه .فوقش خراب که بشه دوباره ميان دنبالم ..
يا اينکه تا زور نباشه کسي کارش ودرست انجام نمي ده .. اگه مراقب امتحان حواسش جمع باشه دقيق همه چيز و ببينه دانش اموز سر امتحان تقلب نمي کنه

داوود پنهاني said...

داوود پنهاني:آره،ولي در هر حال اپيدمي دزدي از كار حل نشده باقي مي مونه، وقتي من در پاسخ به مطالبه تعمير كار اجرتش رو بدون چك و جونه زدن پرداخت مي كنم توقعم اينه كه كار رو درست انجام بده، اما اين توقع درست از آب در نمي‌ياد، پس من مجبورم بي اعتمادي رو اصل قرار بدم. از اين به بعد هم همين كار رو مي كنم. چون اين چند وقته حسابي متضرر شدم

سام said...

شرم و ننگ و آبرو و حيا

كاملا از بين رفته است؛ گاهي فكر ميكنم اصلا وجود نداشته در سرزمين آريايي اسلامي كه بخواهد از بين برود! بايد با اين واقعيات كنار آمد...بسياري مواقع من به آن نصحيت گوش ميكنم و عضله هاي خويش را شل ميكنم ...اين طوري كمتر احساس درد ميكنم لااقل

nbozorgmehr said...

عیدتان مبارک/در دفتر مهربانی شما حاضری می زنم تا بدانید در هرجایی از عالم که باشم به یادتان هستم و برای شماو کسانی که دوستشان دارید دعا می کنم.بهاربهانه خوبی است تا به روزگار بخندیم و حتی دشمنانمان را ببخشیم ولذتش را ببریم و باور کنیم که خدا همیشه با ماست.