واتر بنیامین در مقاله ای که درباره ساختار قصه گویی در آثار" لسکوف" نوشته نظرات بسیار زیبایی در مورد رمان ارایه می دهد.این مقاله زیبا در ارغنون شماره 9/10که "درباره رمان"نام دارد ترجمه و چاپ شده که میتوانید با مراجعه به این شماره ارغنون آنرا کامل مطالعه کنید.این هم قطعه کوتاهی از آن مقاله؛بخوانید: زادگاه رمان همان فرد منزوی است که دیگر قادر نیست حرف خویشتن را با ارائه ی مثالهایی از
مهمترین دلبستگی هایش بیان کند؛او خود بی بهره از مشورت است و دیگران نیز از مشورت او بی بهره اند .نوشتن رمان بدان معناست که در بازنمایی زندگی بشری در آنچه خاص و قیاس ناپذیر است به افراط مبالغه کنیم . رمان در متن غنای زندگی و از رهگذر بازنمایی این غنا ، گواه و سندی از پریشانی و سر در گمی ژرف زندگان ارائه می کند
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
5 weeks ago

No comments:
Post a Comment