تفاوت اينجاست كه تو بيعدالتي وضع ما را چنان ميدانستي كه دلت ميخواست بر آن اضافه هم بكني، اما من فكر ميكردم بايد عدالت را رفعت بخشيد تا بتوان با بيعدالتي جنگيد، خوشبختي آفريد تا بتوان به جهان ناخوشبخت اعتراض كرد...من صرفا ميخواستم انسانها همبستگيشان را دوباره كشف كنند تا بتوانند با سرنوشت نفرتانگيزشان بجنگند
از متن نامه كامو به يكي از دوستانش
به نقل از كتاب فلسفه كامو
ريچارد كمبر
ترجمهي خشايار ديهيمي
انتشارات طرح نو
ص159
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
2 weeks ago

No comments:
Post a Comment