در اين دنيا هر آفريدهاي پناهگاهي دارد، تكيهگاهي دارد، و شاخهاي دارد كه در آن چنگ بزند. و انسان ندارد. در اين دنيا آنكه تنهاست، بي كس و كار است،بيچاره است، تنها آري انسان است.هر كس، هر چيزي زندگي و بيمرگي دارد و انسان ندارد. درختان، پرندگان، گياهان، مار و مور ملخ هيچ يك، هيچ كدام نابود نميشوند. اما انسان محكوم به نابودي است. زيرا انسان از خود شروع ميشود و در خود خاتمه مييابد. اين چنين تنهايي، اين چنين بيكس و كارييي تنها خاص خداست. در دلسوزي انسان به خودش، و در پناه جستن او به اين دلسوزي، تحقيري، تملق و زبونييي نهفته است
ياشار كمال
اربابهاي آقچاساز
ص12
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
2 months ago

No comments:
Post a Comment