سكوت، دسته گلي بود
ميان حنجره من
ترانه ساحل
نسيم بوسهي من بود و پلك باز تو بود
بر آبها پرندهي باد
ميان لانههاي صدها صدا پريشان بود
بر آبها
پرنده، بي طاقت بود
صداي تندر خيس
و نور، نور تر آذرخش
در آب آينهاي ساخت
كه قاب روشني از شعلههاي دريا داشت
نسيم بوسه و
پلك تو و
پرنده باد
شدند آتش و دود
ميان حنجره من
سكوت دسته گلي بود
اشعۀ سبز
-
*اشعۀ سبز* (اریک رومر)
سر و صدای زیادی در *اشعۀ سبز* جریان دارد؛ ترافیک خیابان، صدای ماشینها،
موتورسیکلتها، همهمۀ آدمها، خنده و شلوغی بچههایی ...
4 days ago

No comments:
Post a Comment