زمستان با مرگ ناگهاني دوست و همكار عزيزمان همراه شد تا كلام و كلمهمان خاموش و خشك شود و تحريريه روزنامهمان به سوگ مهران قاسمي عزيز بنشيند.زمستان امسال براي ما سختترين زمستانهاست. نه از آن رو كه زمين يخزده و توفان و برف حكومت خويش را بر جادههاي جهان اعلام كردهاند. حالا بايد بنشينيم وبا سوگ و مويه بر نبود مهران گريه كنيم.واژههاي ما از امروز سياه ميپوشند.مهران نه همكار ما كه برادر ما بود. ما در اين تحريريه نه همكار كه اعضاي يك خانوادهايم و اكنون نبود يكي از اعضا را بايد به سختتر گونهاي تاب آوريم
من عاشق دلهدزدها هستم
-
*من عاشق دلهدزدها هستم*
دو سکانس اول و آخر *من عاشق دلهدزدها هستم* تقارنی جذاب و خودآگاهانه
میسازند؛ دو سکانسی که در هر دو، سکس و دزدی به هم گره میخ...
1 day ago

No comments:
Post a Comment