در گوشهاي پرت از دنيا كه از نظامهاي بيشمار كهكشانها ميدرخشد، روزي ستارهاي بود كه در آن جانداراني هوشمند ميزيستند و اينان زماني دانش را اختراع كردند و آن لحظه متكبرترين و نيز دروغگوترين لحظه بود در تاريخ دنيا. اما فقط يك لحظه بود، چرا كه طبيعت بادهايي چند برانگيخت، ستاره منجمد شد، و جانداران هوشمند مردند
فردريش نيچه
به نقل از مدرنيته و انديشه انتقادي
نوشتهً بابك احمدي
نشر مركز
ص255
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
2 weeks ago

No comments:
Post a Comment