روياها مثل صندوق هستند،روياهاي ديگري توي آنها هست. گاهي اوقات پيش ميآيد كه ما به جاي اين كه در روياي اول بيدار شويم در روياي دوم از خواب ميپريم و اين نگرانمان ميكند. در روياي دوم سعي ميكنم او را صدا بزنم، اما جواب نميدهد، صدايم را نميشنود، بعد من بيدار ميشوم و دوباره صداش ميزنم. آغوشم را براش باز ميكنم، بيآنكه بدانم اين روياي اول است و اينبار هم جوابم را نميدهد
كريستينا پري روسي
داستان آستانه
داستانهاي كوتاه آمريكاي لاتين
جلد اول
ترجمهً عبدالله كوثري
نشر ني
ص370
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
2 weeks ago

No comments:
Post a Comment