معشوقه به سامان شد، تا باد چنين بادا
كفرش همه ايمان شد، تا باد چنين بادا
ملكي كه پريشان شد،از شومي شيطان شد
باز آن سليمان شد، تا باد چنين بادا
از"اسلم شيطاني"،شد نفس تو رباني
ابليس مسلمان شد، تا باد چنين بادا
خاموش ،كه سرمستم بربست كسي دستم
انديشه پريشان شد، تا باد چنين بادا
گزيده غزليات شمس
به كوشش دكتر محمد رضا شفيعي كدكني
انتشارات علمي و فرهنگي
ص 37-38
توضيح:ابيات اين غزل طولانياست من فقط چند بيت آنرا به دلخواه خود كنار هم گذاشتهام
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
2 weeks ago

No comments:
Post a Comment