ميشود هنوز چند كلمه ديگري نوشت. نوشت كه دنيا ادامه دارد و چرخ به قرار هميشگي تاريخ ميچرخد و كساني باقي خواهند ماند كه ببينند و براي اين تاريخ شاهد بياورند.ميشود نوشت، آنقدر كه روزي روزگاري بي قراري راه گم كرده گذارش به اين طرفها بيفتد و چشمش به كلمات نسل ما بيفتد. همين است ديگر. تاريخ روزي روزگاري پيش از اين بارها و بارها تصميم خود را گرفته و هر بار به راه خود رفته است و نتيجهاش آن نشده كه ديگران ميپسنديدهاند و در صدد تغييرش برآمدهاند.تاريخ قاضي بيرحمي است
هیچ
-
این همه خون برای هیچ. برای نفرت و غرور و حماقت و هیچ. برای آرزو و امید و
توهم و هیچ. برای کوتاهی عمر و بلندای تاریخ و هیچ. برای خواب دیروز و سراب
فردا و ...
3 weeks ago

No comments:
Post a Comment