آيا كسي ميتواند درباره موضوعي نظر شخصي خودش را بگويد و در ادامه هم تاكيد كند كه هيچ اصراري بر پذيرش ديگران ندارد ؟اصلن ذكر نظر شخصي وقتي انتظاري براي پذيرش ديگران وجود نداشته باشد، چه اهميتي دارد؟ در مواجهه با مخاطب يا در يك بحث دو يا چند نفره ذكر اين جمله چه معنايي دارد؟ به نظرم اين هم از آن كليشه هاي معمول زباني است كه بسياري از ما به اشتباه دچار آن ميشويم. ارائه نظر درباره يك موضوع يا نبايد صورت گيرد و يا در صورتي كه بر زبان آمد گوينده آن سخن بايد توانايي ارائه دلايل كافي براي اثبات درستي آن داشته باشد. وقتي قدرت ارائه دلايل كافي نداريم ، دانشمان درباره موضوع به حد كفايت نرسيده است. وقتي دلايل مان كافي نباشد از قدرت تاثير گذاري آن سخن و در نتيجه ميزان پذيرش آن كاسته ميشود. بنابراين مخاطب در مواجهه با نظر بيان شده، شما را به پرسش ميگيرد. براي رهايي از اين وضعيت ميتوان اصلن از ارائه نظر درباره موضوعي كه دانشمان درباره آن اندك است، پرهيز كرد. ذكر اين نكته نيز ضروري است كه ارائه هر نظري با دلايل كافي نيز به معناي اصرار بر پذيرش آن از سوي مخاطب نيست. مخاطب اما بعد از آوردن دلايل كافي تكليفش با موضعگيري شما راحت تر است.حتي اگر در نظر اول در برابر آن مقاومت كند، در نهان به آن خواهد انديشيد، خواه آن را بپذيرد و خواه نپذيرد. اما با گفتن اين جمله كه من نظر خود را گفتم و اصراري بر پذيرش آن ندارم، انگار حضور مخاطب را ناديده گرفتهايم و احترامي براي او قائل نيستيم و ديگري تنها براي ما در جايگاه گوش مفت قرار داشته است.

0 نظرات:
Post a Comment